یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی

یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی

یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی همه ماست. یا الان در حال یادگیری زبان هستیم یا زمانی سعی داشته‌ایم زبان یاد بگیریم ولی به موفقیت زیادی دست پیدا نکردیم.

در این میان عده‌ای هم هستند که زبان انگلیسی را در مدت زمانی قابل قبول و با تسلط خیلی خوب یاد می‌گیرند. این افراد در زمینه‌های مختلف شغلی و تحصیلی از بقیه افراد موفق‌ترند. اما آنهایی که با یادگیری زبان مشکل دارند، چه باید بکنند؟

حالا این یادگیری زبان، با کلاس رفتن باشد یا خودآموز. به هر حال مسأله زبان برای ما ایرانی‌ها یک مسأله‌ همیشگی است. اما چرا؟

شاید شما جزو آن دسته افرادی باشید که می‌خواهید یادگیری زبان را شروع کنید! و از اولین روزی که گفته‌اید «باید یادگیری زبان رو شروع کنم» تا الان چند سال گذشته است و شما هنوز یادگیری زبان را شروع نکرده‌اید.

 

چرا یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی ماست؟

یادگیری انگلیسی چیزی نیست که ما اهمیتش را ندانیم. همه ما می‌دانیم که دانستن زبان مساوی است با خیلی موقعیت‌های بهتر.

از کلیشه مهاجرت که بگذریم، هر کسی در هر جای دنیا، در همان کشوری مادری خود هم به زبان انگلیسی نیاز دارد. ما هم در ایران از این قاعده مستثنی نیستیم.

برای موفقیت در کنکور سراسری، آزمون‌های استخدامی، کنکور ارشد و دکترا، جستجوی مقالات و وب‌سایت‌های مرجع در اینترنت و حتی موفقیت در بعضی مشاغل به زبان انگلیسی نیاز داریم.

 

یادگیری انگلیسی در دهه ۷۰ و ۸۰

زمانی که من و هم نسلی‌هایم دانش‌آموز بودیم، مانند امروز از گوشه و کنار شهر، آموزشگاه‌های زبان مثل قارچ رشد نکرده بودند. آموزشگاه‌های زبان، بیشتر مختص به شهرهای بزرگ و خصوصاً تهران بود. و ما که به این آموزشگاه‌ها دسترسی نداشتیم سعی می‌کردیم با همان کتاب‌های درسی دبیرستان، زبان خود را تقویت کنیم.

مطلبی را هم باید اعتراف کنم: بین دانش‌آموزان قبل از سالهای دهه ۸۰، تعداد افراد درسخوان و کتابخوان به نسبت الان خیلی بیشتر بود. حالا نه اینکه بگویم همه صبح تا شب درس می‌خواندند، ولی بچه درسخوان کم نداشتیم.

نسبت به امروزه، دانش‌آموزها افرادی منظم‌تر، جستجوگرتر و دقیق‌تر بودند.

نتیجه اینکه وقتی ما دبیرستان را تمام می‌کردیم، با همان متد ضعیف آموزش زبان در مدارس ایران، خیلی از ما گرامر را بلد بودیم و تعداد زیادی لغت و متن هم کار کرده بودیم.

از سال دوم راهنمایی که آموزش زبان شروع می‎شد تا پایان پیش‌دانشگاهی، آموزش زبان ۶ سال جزو برنامه درسی ما بود. خوب بعد از این مدت خواه‌ناخواه، در یادگیری انگلیسی پیشرفت می‌کردیم.

اولین باری که پا به یک آموزشگاه زبان گذاشتم تا تعیین سطح بدهم، ۱۸ یا ۱۹ سالم بود. به جز کتاب‌های درسی دبیرستان چیز دیگری کار نکرده بودم. در تعیین سطح به من گفتند که باید سطح اینترمدیت بنشینم.

آن زمان کتاب‌هایی باب شده بود به نام new interchange که به همراه کاست آن‌ها را می‌خریدیم. این کتاب از نوشته‌های آقای جک سی. ریچارد است و باید بگویم که در نوع خود کتاب خوبی بود.

حالا همین جا داستان خودم را رها می‌کنم و این را از شما می‌پرسم.

چطور به صرف خواندن ۴ کتاب درسی زبان انگلیسی دبیرستان می‌شود به سطح اینترمیدیت رسید ولی با سه سال کلاس رفتن از این آموزشگاه به آن آموزشگاه نه!

در اینجا با هم به مرور چند دلیل اصلی اینکه چرا یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی ماست می‌پردازیم.

امیدوارم که مفید واقع گردد. پیشاپیش از همراهی شما متشکرم

 

زمان‌بندی مهم‌ترین عنصر یادگیری است

یکی از مسائل مهم در یادگیری زمان‌بندی آموزش هست. اما همین مسأله خودش یک تخصص است. یعنی اینکه زمان‌بندی آموزش چگونه باید باشد و اینکه اصلاً در هر سطحی از آموزش چه باید آموخت؟

تا برای این سؤالها پاسخی نداشته باشیم، زمان‌بندی اساساً معنی ندارد.

در مقاله‌ای جدا راجع به اینکه برای یادگیری زبان انگلیسی چقدر زمان لازم داریم، مفصل صحبت کرده‌ایم. می‌توانید آن مقاله را هم در این لینک مطالعه کنید: زمان لازم برای یادگیری زبان انگلیسی

یکی از دلایل اصلی اینکه یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی ماست همین عدم زمان‌بندی مناسب در یادگیری است.

اگر زمان‌بندی یادگیری، منطقی و عملی باشد، بعد از مدتی یادگیری ما رشد چشمگیری خواهد داشت.

 

هزار نکته باریک‌تر ز مو اینجا نیست.

یکی دیگر از آفت‌های یادگیری زبان انگلیسی در ایران، شیوه پرگویی و فخرفروشی مدرسان است.

نمی‌دانم ۷ نکته راجع به Just، ۱۲ نکته راجع به About، هفتاد فرق بین Between و Among. دو ساعت توضیح راجع به تلفظ درست کلمه develop و بگیر و برو. آیا خود آمریکایی‌ها تا این حد در جزییات غرق می‌شوند؟

جزییات خیلی زیاد که گاهی هم من درآوردی هستند، در مراحل اولیه آموزش نتیجه عکس می‌دهند. زبان‌آموز زیر خروارها لغت و اصطلاح و پراکنده‌گویی خفه می‌شود.

بنابراین یکی از دلایل مهم عدم موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی، به نظر من، همین اطلاعات نامربوط هست که در جای نامناسب و به شیوه نامناسب عرضه می‌گردد.

 

تا عمل نکنی، چیزی حاصل نکنی.

باید حرف زد تا مهارت گفتاری را ارتقاء داد. ولی در کلاس‌ها، دیده‌ام که خیلی از معلم‌ها اصرار عجیبی دارند که کلمه به کلمه صحبت‌های زبان‌آموزان را قطع ‌کنند و تلفظ‌های آن‌ها را درست کنند.

در همان کلاس‌ها خیلی به ندرت پیش می‌آید که از زبان‌آموز تمرین نوشتاری خواسته شود و تمرین‌ها هم به طور دقیق بررسی شوند.

از زبان‌آموز خواسته نمی‌شود که به طور مرتب بنویسید. نوشتن روزانه، انجام دادن تمرین‌های مختلف برای مهارت شنیداری، صحبت کردن زیاد با همکلاسی‌ها و همچنین خواندن کتاب‌های رمان متناسب با هر سطح و خیلی تمرین‌های دیگر باید برای زبان‌آموز شرح داده شود. و از وی خواسته شود که مطابق یک زمان‌بندی معقول خارج از کلاس این تمرین‌ها را انجام دهد.

ما کلاس می‌رویم که فردی در همین زمینه ما را هدایت کند. هم در انتخاب منابع، هم در شرح تمرین‌های لازم و استاندارد و هم در زمینه زمان‌بندی آموزشی ما را هدایت کند.

حال اگر کلاس این ویژگی را نداشت چه؟

من فکر می‌کنم دومین دلیل اینکه یادگیری انگلیسی برای ما یک دغدغه دراز مدت است، برمی‌گردد به همین که کلاس‌های زبان آن کار اصلی خود را انجام نمی‌دهند.

زبان‌آموزان در کلاس و در بیرون از کلاس برنامه عملی و زمان‌بندی دقیقی ندارند.

 

بلدم بلدم همین بود!

یکی از چیزهایی که سد یادگیری است، توهم دانستن است. کسی که مسلط است که کار خود را پیش می‌برد.

کسی هم که بلد نیست، اعتراف می‌کند که چیزی نمی‌داند و تواضع لازم برای یادگیری را دارد.

اما عده‌ای هم هستند که فکر می‌کنند بلد هستند. ولی در واقع توهم دانستن دارند.

یکی از موانع یادگیری، که عاملی فردی شمرده می‌شود، همین توهم دانستن است.

تا زمانی که تواضع، نظم و دقت کافی به خرج ندهید، هیچ پیشرفتی در یادگیری انگلیسی نخواهید کرد.

بلدم بلدم را کنار بگذارید. شروع کنید به یادگیری از روش درست.

البته ابتدا باید یک تصویر درست از خود داشته باشیم. یکی از بهترین آزمون‌های تعیین سطح که این سال‌ها زیاد از آن استفاده کرده‌ام و نتیجه خوبی هم از دانش‌آموزانم گرفته‌ام، آزمون تعیین سطح آنلاین کمبریج است: همین الان سطح خود را مشخص کنید.

 

کتاب‌های زیاد و کلاس‌های زیاد

یکی از مهم‌ترین دلایل یاد نگرفتن، منابع خیلی زیاد است. شاید تعجب کنید.

گاهی بهتر است به جای اینکه دور و بر خود را از تعداد زیادی کتاب و سی‌دی و چه و چه پر کنیم، یک کتاب خوب که درست انتخاب شده است را با دقت و حوصله تا انتها کار کنیم.

یادگرفتن مهم است. اگر ده کتاب را نصفه و نیمه رها کنیم و یاد نگیریم چه حاصل؟

پس یکی از عوامل موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی این می‌تواند باشد که منابع مناسب را برای یادگیری خود انتخاب کنیم.

 

تماشاچی نباشید

از این کلاس به آن کلاس رفتن هم فایده ندارد.

به جای اینکه خود را تا این حد به دیگران وابسته کنید، قدمی بردارید و یادگیری را شروع کنید.

در نهایت زبان‌آموز است که نقش اصلی را دارد. شما چه کلاس بروید و چه خودآموز کار کنید، در نهایت نقش اصلی را خودتان بر عهده دارید. تا زمانی که بیرون از کلاس وقتی برای تمرین و مطالعه نگذارید چیزی از کلاس حاصل نمی‌کنید.

پس بهتر است از نقش تماشاچی بیرون بیایید. به جای عوض کردن معلم و آموزشگاه، روش خود را عوض کنید.

 

راهنمای جامع یادگیری انگلیسی

چند دلیل مهم اینکه چرا یادگیری انگلیسی دغدغه همیشگی ماست را با هم برشمردیم.

در اینجا به شما توصیه می‌کنیم به کتابی که برای شرح روش درست یادگیری زبان انگلیسی تألیف شده است، مراجعه کنید.

این کتاب به صورت رایگان قابل دریافت است و در آن شرح داده شده است که

  1. گرامر را چگونه بیاموزیم؟
  2. استاندارد CEFR برای سطح بندی مهارت‌های زبان چیست؟
  3. چگونه مهارت شنیداری و گفتاری خود را ارتقاء بدهیم؟
  4. چگونه مهارت‌های نوشتاری و درک مطلب کتبی خود را ارتقاء دهیم.

رایگان – دانلود

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
error: کپی کردن این متن جایز نیست.