زمان حال کامل PRESENT PERFECT

تعریف و ساختار حال کامل

در گرامر زبان انگلیسی، زمان حال کامل که معادل ماضی نقلی در زبان فارسی محسوب می‌شود؛ نشان دهنده‌ی عملی است که در گذشته اتفاق افتاده، الان رخ نمی‌دهد ولی اثر آن در زمان حال باقی است.

مثال:

من ناهار خورده‌ام، شما میل بفرمائید. (در این جمله عمل در گذشته اتفاق افتاده، الان در زمانی که مشغول صحبت هستیم گوینده به غذا خوردن نمی‌پردازد اما اثر آن، یعنی سیر بودن، در زمان حال باقی است)

Subject + have / has + PP + …

PP مخفف past Participle هست که معمولاً در فارسی آن را شکل سوم ترجمه می‌کنیم. منظور اینکه فعل یک شکل حال دارد، یک شکل گذشته و یک شکل سوم که برای ساختن زمان‌های کامل استفاده می‌شود.

نکته: در افعال با قاعده شکل گذشته و شکل سوم هر دو با افزودن ed به مصدر بدون to  ساخته می‌شوند.

مثال:

Play + ed = palyed

Talk + ed = talked

Help + ed = helped

در افعال بی‌قاعده، باید از روی جدولی که در انتهای این پست مشاهده می‌کنید، شکل گذشته و شکل سوم هر فعل را بیابیم.

مثال:

Do —–> done

Meet —–> met

See —–> seen

Be —–> been

زمان حال کامل: منفی کردن و سؤالی کردن

در زمان حال کامل، منفی کردن جمله به راحتی و با آوردن not بعد از have / has انجام می‌پذیرد.

مثال:

I have not done my homework. (I haven’t done my homework)

من تکالیفم را انجام نداده‌ام.

He has not seen that movie. (He hasn’t seen that movie)

او آن فیلم را ندیده است.

در زمان حال کامل با تعویض جای فاعل و have / has جمله را سؤالی می‌کنیم.

مثال:

Have you eaten something?

آیا چیزی خورده‌ای؟

نکته‌ی مهم در مورد have / has

همانطور که می‌دانیم have / has هم به معنای داشتن و هم به معنای خوردن استفاده می‌شوند. حال اگر در زمان حال کامل از داشتن چیزی یا از خوردن چیزی صحبت کنیم، have / has دوبار استفاده می‌شوند؛ یک بار به عنوان فعل کمکی و بلافاصله بعد از فاعل و یک بار هم به عنوان فعل اصلی جمله و به صورت شکل سوم. شکل سوم have / has همان had است.

مثال:

I have had fish for my lunch.

ناهار ماهی خورده‌ام.

She has had lunch in a restaurant.

او ناهار را در رستورانی خورده است.

قیدهای مهم در زمان حال کامل

شش قید ever, never, since, for, already, yet در زمان حال کامل استفاده‌ی زیادی دارند و در انتقال معنایی نقش حیاتی را بازی می‌کنند. به توضیح هر قید توجه کنید. بدون این قید‌ها جملات زمان حال کامل حامل بار معنایی زیادی نخواهند بود. در مثال‌هایی که از پی خواهند آمد، به محل قرار گیری هر قید توجه کنید.

برای شروع دوره‌ی زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. یعنی «از».Since۱
برای بیان طول دوره‌ی زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. یعنی «برای»For۲
برای بیان عملی استفاده می‌شود که در زمان صحبت انجام شده است، به معنای «همین حالاش هم …» یا «در حال حاضر …» و چیزهایی از این دست. در جملات مثبت و پرسشی استفاده می‌شود و اگر پاسخ پرسش منفی باشد طبیعتاً در جمله‌ی پاسخ yet را استفاده می‌کنیم.Already۳
برای بیان عملی استفاده می‌شود که در زمان مکالمه هنوز انجام نپذیرفته است. معنی آن «هنوز» است و در جملات منفی استفاده می‌شود. خصوصا اگر جمله‌ی پرسشی Already داشته باشد.Yet۴
به معنای «تا حالا» است و برای زمانی استفاده می‌شود که می‌خواهیم از عملی صحبت کنیم که تاکنون چندبار انجام شده است. در جملات مثبت و پرسشی استفاده می‌شود.ever۵
به معنای «هرگز» است و در جملات منفی استفاده می‌شود. در جمله‌ای که never مورد استفاده قرار می‌گیرد ساختار فعل منفی نیست اما این قید باعث منفی شدن معنای جمله می‌شود.never۶

مثال:

She has been a nurse for four years.

They have started to work here since 1984

I see you have already taken the shower!

Have you ever been at Paris?

  • No I have never been there.

Why are you so late?

  • Because I haven’t done my part yet.

جدول افعال بی‌قاعده (دانلود)

Past Participle

Past SimpleBase Form
arisenarosearise
awokenawokeawake
beenwas/werebe
born(e)borebear
beatenbeatbeat
becomebecamebecome
begunbeganbegin
bentbentbend
betbetbet
boundboundbind
bittenbitbite
bledbledbleed
blownblewblow
brokenbrokebreak
bredbredbreed
broughtbroughtbring
broadcastbroadcastbroadcast
builtbuiltbuild
burnt/burnedburnt/burnedburn
burstburstburst
boughtboughtbuy
… (been able)couldcan
caughtcaughtcatch
chosenchosechoose
clungclungcling
comecamecome
costcostcost
creptcreptcreep
cutcutcut
dealtdealtdeal
dugdugdig
donediddo
drawndrewdraw
dreamt/dreameddreamt/dreameddream
drunkdrankdrink
drivendrovedrive
eatenateeat
fallenfellfall
fedfedfeed
feltfeltfeel
foughtfoughtfight
foundfoundfind
flownflewfly
forbiddenforbadeforbid
forgottenforgotforget
forgivenforgaveforgive
frozenfrozefreeze
gotgotget
givengavegive
gonewentgo
groundgroundgrind
growngrewgrow
hunghunghang
hadhadhave
heardheardhear
hiddenhidhide
hithithit
heldheldhold
hurthurthurt
keptkeptkeep
kneltkneltkneel
knownknewknow
laidlaidlay
ledledlead
leant/leanedleant/leanedlean
learnt/learnedlearnt/learnedlearn
leftleftleave
lentlentlent
lainlaylie (in bed)
liedliedlie (to not tell the truth)
lit/lightedlit/lightedlight
lostlostlose
mademademake
mightmay
meantmeantmean
metmetmeet
mown/mowedmowedmow
had tomust
overtakenovertookovertake
paidpaidpay
putputput
readreadread
riddenroderide
rungrangring
risenroserise
runranrun
sawn/sawedsawedsaw
saidsaidsay
seensawsee
soldsoldsell
sentsentsend
setsetset
sewn/sewedsewedsew
shakenshookshake
shouldshall
shedshedshed
shoneshoneshine
shotshotshoot
shownshowedshow
shrunkshrankshrink
shutshutshut
sungsangsing
sunksanksink
satsatsit
sleptsleptsleep
slidslidslide
smeltsmeltsmell
sown/sowedsowedsow
spokenspokespeak
spelt/spelledspelt/spelledspell
spentspentspend
spilt/spilledspilt/spilledspill
spatspatspit
spreadspreadspread
stoodstoodstand
stolenstolesteal
stuckstuckstick
stungstungsting
stunkstankstink
struckstruckstrike
swornsworeswear
sweptsweptsweep
swollen/swelledswelledswell
swumswamswim
swungswungswing
takentooktake
taughttaughtteach
torntoretear
toldtoldtell
thoughtthoughtthink
thrownthrewthrow
understoodunderstoodunderstand
wokenwokewake
wornworewear
weptweptweep
wouldwill
wonwonwin
woundwoundwind
writtenwrotewrite

برای اطلاع از جدیدترین مقاله‌ها، فیلم‌ها و همچنین کدهای تخفیف در خبرنامۀ سایت ثبت‌نام کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *