آموزش گرامر انگلیسی و دعواهای آن!

گرامر انگلیسی

مقدمه

گرامر انگلیسی و روش آموزش آن، نحوه یادگیری مهارت‌های چهارگانه و اینکه چه متدی برای آموزش به بزرگسالان مناسب است، همیشه محل مناقشه بوده است. ابتدا باید گفت که یک زبان‌آموز بزرگسال (adult learner)  فردی است که معمولاً مشغله‌های شغلی و تحصیلی دیگری به جز یادگیری زبان انگلیسی دارد. لذا برای وی زمان یک عنصر خیلی مهم است.

در خصوص آموزش گرامر انگلیسی بحث‌های متفاوتی وجود دارد. از بین دو گرایش اصلی که در ایران متداول است ما در متد آموزشی پنگان سِوِن (pangan7.com) راه میانه را پیش گرفته‌ایم. یعنی روشی که در آن خوبی‌های هر کدام را از دو روش را برخواهیم گزید تا سریع‌تر به نتیجه دلخواه برسیم.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:

  • آیا ابتدا باید گرامر انگلیسی را آموخت؟
  • گروه اول: آموزش گرامر به صورت طولانی مدت و با ذکر تمام جزییات
  • گروه دوم: آموزش مانند یک کودک، در آب غرق می‌شوید ولی شنا یادنمی‌گیرید
  • ایرادهای اساسی فرار از یادگیری گرامر انگلیسی
  • آموزش گرامر مطابق متد پنگان سِوِن
  • آموزش علمی و منطقی گرامر انگلیسی یعنی چه؟
  • چه میزان گرامر را باید بیاموزیم؟
  • چرا باید گرامر انگلیسی را به زبان فارسی آموخت؟
  • چگونه باید گرامر انگلیسی را آموخت؟
  • اما روش تألیف کتاب گرامر انگلیسی

 

برای خرید کتاب «گرامر کامل انگلیسی به فارسی» می‌توانید از طریق دکمه خرید اقدام کنید. اگر تمایل به ادامه خواندن مقاله دارید، در انتهای مقاله می‌توانید کتاب را خرید کنید.

9,750 تومان – خرید

 

آیا ابتدا باید گرامر انگلیسی را آموخت؟

در پاسخ به این سؤال دو نظر متفاوت وجود دارد. در دو بخش زیر به روش هر دو گروه می‌پردازیم.

گروه اول: آموزش گرامر به صورت طولانی مدت و با ذکر تمام جزییات

این گروه معتقدند که باید گرامر را مستقیم آموزش داد. در این متد که امروزه منسوخ شده است، برای مدت زمانی طولانی (شاید بیش از یک سال، آن هم مثلاً هفته‌ای دو جلسه) تمام مباحث گرامر را با تمام جزئیات آن به فرد آموزش می‌دهند. در این روش توجهی به مسائلی مانند مکالمه و مهارت شنیداری نمی‌شود. در این حالت، بهترین نتیجه‌ی ممکن این است که فرد حجم عظیمی قواعد گرامری بلد است، ولی در صحبت کردن، درک آنچه می‌شنود و حتی نوشتن به سبک و سیاقی که انگلیسی زبان‌ها می‌نویسند، عاجز است. این روش آموزش همان سبکی است که ما در مدارس تجربه کرده‌ایم. در این حالت شاگرد زرنگ درس زبان انگلیسی، خیلی هنر کند می‌تواند جاهای خالی هر سؤال را خوب پر کند. ولی نمی‌تواند یک جمله از خودش خلق کند. همچنین مهارت‌های شنیداری و گفتاری بدی دارد. در این متد آموزشی، زبان‌آموز و آموزگار، هر دو، به غلط به این تصور دست می‌یابند که ریشه مشکلات زبان‌آموزان در ندانستن تعداد کافی لغت است. لذا شروع به آموزش حجم زیادی لغت می‌کنند. معلم‌هایی که تخته را پر از کلمه می‌کنند را به خاطر بیاورید. آیا با داشتن چهارهزار آجر می‌توانید خانه بسازید؟ با داشتن چهارصد هزار آجر خشک و خالی چه؟ لغت خارج از متن و خارج از جمله به هیچ کار شما نخواهد آمد. لذا باز مشکل پابرجاست. هر چند که در این روش ممکن است جملات و متون انگلیسی در روند آموزش استفاده شوند، ولی پایه آموزش همچنان یادگیری لغت به لغت است. یعنی این متون در خدمت این هستند که شما لغت‌های بیشتری یادبگیرید.

بنابراین چون به مهارت شنیداری، گفتاری و نوشتاری پرداخته نمی‌شود، در بهترین حالت، شما می‌توانید آزمون‌های کتبی زبان را بگذرانید. ولی نه می‌توانید صحبت کنید، نه می‌توانید بنویسید و نه درک مطلب شفاهی خوبی دارید. افرادی که روی این روش پافشاری دارند و می‌خواهند با صرف وسواس روی قوانین گرامر و آموختن لغت‌های بیشتر و بیشتر، انگلیسی را بیاموزند، بعد از مدتی می‌توانند چیزهایی بنویسند، ولی متن‌های آن‌ها رژه‌ای از کلمات قلنبه سلنبه است که آن کلمات حتی ممکن است توسط خود انگلیسی زبان‌ها هم استفاده نشوند. بعضی از کتاب‌های تألیفی زبان انگلیسی عمومی دانشگاه به همین منوال بودند. این جملات روح انگلیسی ندارند. در این متد فرد نمی‌تواند منظور خود را در جمله‌ای انگلیسی با ساختار انگلیسی بیان کند. یعنی فرد یادنخواهد گرفت که انگلیسی فکر کند. بلکه فارسی فکر می‌کند و فارسی می‌نویسد ولی با کلمات انگلیسی.

این روش مثل این است که شما می‌خواهید کیک اسفنجی درست کنید ولی فرد فروشنده تمام مغازه‌اش را به شما می‌فروشد. نتیجه اینکه شما وقتی به آشپزخانه خود می‌روید هزار و یک ماده اولیه برای آشپزی دارید اما نمی‌دانید کدام یک برای پخت کیک اسفنجی لازم است.

گروه دوم: آموزش مانند یک کودک، در آب غرق می‌شوید ولی شنا یادنمی‌گیرید

در مقابل بعضی‌ها می‌گویند که به همان سبک و سیاقی که یک فرد از بدو تولد تا ۷ سالگی و در محیط خانواده زبان می‌آموزد، ما نیز بهتر است که به شکل طبیعی و به تدریج و بدون آموزش گرامر، پیش برویم تا ذره ذره زبان را بیاموزیم. یعنی به کلاس‌هایی وارد شویم که مُدرس از روز اول به زبان انگلیسی صحبت می‌کند. طرفداران این گروه خیلی زیاد هستند. اما این متد هم چند ایراد اساسی دارد.

  ایرادهای اساسی فرار از یادگیری گرامر انگلیسی

  • اول اینکه ما مانند یک کودک، ۷ سال وقت نداریم که برای یادگیری زبان صرف کنیم.
  • دوم اینکه یک کودک تحت حمایت کامل خانواده است ولی ما یک سر داریم و هزار سودا.
  • در نهایت همان کودکی که در محیط خانواده ۷ سال صحبت کرده است و شنیده است، زمانیکه وارد دبستان می‌شود اولین و مهم‌ترین آموزش‌های وی از حروف الفبا شروع می‌شود. هدف اصلی و مهم دبستان این است که فرد خواندن و نوشتن را بیاموزد. سپس وقتی وارد دبیرستان می‌شود خواندن، نوشتن و دستور زبان فارسی را در سطح پیشرفته می‌آموزد. آیا ما هم این همه سال زمان داریم؟ و آیا خود همین روند به این معنا نیست که در نهایت آنچه کودک می‌آموزد با آموزش دستور زبان در مدرسه و انجام تمرین‌های روخوانی، املاء و انشاء تکمیل می‌شود؟ اگر آنچه در مدرسه و دبیرستان به ما آموزش می‌دهند، گرامر فارسی نیست، پس چیست؟
  • طرفداران این گروه، از آموزش مستقیم گرامر طفره می‌روند؛ ولی در نهایت در قسمتی از هر درس به چیزی مانند مثلاً برشمردن تفاوت‌های میان زمان حال ساده و حال استمراری می‌پردازند آن هم به زبان انگلیسی. اگر این کار، آموزش گرامر نیست پس چیست؟ و سؤال ما این است: فردی که انگلیسی بلد نیست، چگونه باید به زبان انگلیسی به وی گرامر انگلیسی آموخت؟

ما و زبان فارسی

تجربه ثابت کرده است که تا زمانی که برای یادگیری دستور زبان وقت نگذارید و در این زمینه کتاب خوبی نخوانید، به صرف ایرانی بودن، به دستور زبان فارسی مسلط نمی‌شوید. نمونه‌ی واضح آن این همه تحصیل‌کرده که نمی‌توانند به زبان مادری خود یک مقاله یک صفحه‌ای بنویسند. شما فقط به پیش‌نویس یک پایان‌نامه‌ی فوق‌لیسانس قبل از ویرایش نگاهی بندازید، خواهید دید که خیلی چیزهای پیش پا افتاده هم در آن پایان‌نامه مشکل دارد. از نکات دستوری و ویرایشی بگیرید تا غلط‌های دیکته‌ای و تایپی. خیلی‌ها هستند که به اصطلاح «فن بیان» ندارند. یعنی مهارت آن‌ها در صحبت کردن فقط در حد مکالمات غیررسمی و کوچه بازاری است، و در بیان مطالب جدی‌تر ضعیف هستند. کم ندیده‌ایم افرادی که به یک سخنرانی ۴۵ دقیقه یا نهایت ۹۰ دقیقه‌ای گوش داده‌اند ولی بعد از اتمام آن سخنرانی، نتوانسته‌اند حتی ۵ جمله‌ی مهم آن را بیان کنند. این‌ها همه از این ناشی می‌شود که ما در محیط مادری هم، اگر به اندازه کافی تلاش نکنیم، فقط سطحی‌ترین لایه زبان را یادمی‌گیریم.

وقتی در مورد زبان مادری داستان این است، چگونه بدون کار و مطالعه ساختاری و هدفمند می‌توان یک زبان خارجه را آموخت؟

زمانی گرامر و مهارت‌های چهارگانه زبان تقویت می‌شود که به آن‌ها بپردازیم. صرف بودن در محیط چیزی را عوض نمی‌کند. مگر اینکه تلاش کنیم و برای یادگیری هر موضوعی دقیقاً منابع همان موضوع را با دقت مطالعه کنیم و با تمرین روی آن موضوع تسلط پیدا کنیم.

یک فرق مهم بین کودک و بزرگسال در یادگیری گرامر انگلیسی

نکته خیلی مهمی که خیلی زود متد آموزش دراز مدت قطره چکانی را با تناقض رو به رو می‌کند این است که کودک مانند یک بزرگسال نیست که حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. در ذهن کودک چیزی نمی‌گذرد مگر خیال بستنی و آب و غذا. همان‌ها را هم با همان جملات ناقص بیان می‌کند. لذا اگر کودک در محیط خانواده فارسی را می‌آموزد در عین حال مگر چقدر نیاز به زبان دارد و چقدر زبان می‌آموزد؟ ولی فرد بزرگسال نیازهای زیاد و متنوعی دارد و لذا نمی‌تواند ۷ سال صبر کند تا بالاخره روزی مانند یک کودک هفت ساله بشود.

این روش که اکنون در مورد آن صحبت می‌کنیم، معمولاً در کلاس‌های ترمیک مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این متد، همانگونه که از نام آن مشخص است شما باید ترم به ترم مباحثی را بیاموزید تا سرانجام بعد از ترم مثلاً بیست و چهارم و یا مثلاً سی‌ام یک کتاب شش جلدی که هر جلد آن در چهار ترم و بیش‌تر تدریس می‌شود را تمام کنید. در چنین کلاس‌هایی از شما می‌خواهند که از روز اول تلاش کنید با جملات انگلیسی منظور خود را بیان کنید. خیلی هم خوب. خیلی هم عالی. مدرس موضوعی را مطرح می‌کند. مثلاً سفر. فرد بزرگسال به فارسی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. فرض کنید زبان‌آموز فرضی ما در کلاس‌های سطح مقدماتی (Elementary) آموزش می‌بیند. حرف‌های فارسی زیادی برای گفتن دارد ولی با گرامری که بلد است نمی‌تواند چنین پارگرافی را به انگلیسی ترجمه کند:

«سفر در کنار اینکه ممکنه هدف تحصیلی و شغلی داشته باشه، ولی برای ما آدم‌ها همیشه وسیله‌ی تفریح هم بوده که امروزه بهش می‌گیم سفر توریستی. سفرهای تفریحی اتفاقاً در کنار فواید فرهنگی و روحی که برای انسان‌ها و جوامع داره، اکثراً نتایج سیاسی و اقتصادی خوبی هم داشتن»

نظر شما چیست؟ همه کلمات ساده هستند و شما می‌توانید به راحتی هر کلمه را از فارسی به انگلیسی برگردانید. ولی گرامری که بلد هستید به درد این کار نمی‌خورد. برای اینکه بتوانید تمام آنچه از گرامر انگلیسی برای بیان این پاراگراف لازم است را بیاموزید باید چند ترم به کلاس بروید و یکی دو کتاب را با موفقیت و بدون وقفه بگذرانید تا آنقدری گرامر یادبگیرید که بتوانید این متن را درست ترجمه کنید. نتیجه؟ همان که شما بهتر از من می‌دانید.

این تز که یک فرد بیست ساله یا سی ساله صِرف آمدن به کلاس، گوش دادن و تکرار خشک و خالی چند جمله و یا صِرف غرق شدن در تماشای سریال‌های زبان اصلی (آن هم با زیرنویس فارسی!) بتواند در زبان پیشرفت کند درست نیست. اینها همه کمک کننده‌های بزرگی هستند ولی فقط برای زبان‌آموز سطح متوسط به بالا. برای سطوح پایین‌تر باید از روی کتاب‌های اصولی با حوصله و با روش درست زبان آموخت و تمرین حل کرد.

فسیل شدن اشتباهات در ذهن

در اینجا مشکل دیگری به وجود می‌آید این است که در مدت این سه سالی که ترم به ترم کلاس می‌روید، برای بیان منظورهایی که داشته‌اید یا ناتوان بوده و سکوت کرده‌اید که لذا هیچی به هیچی! یا دست و پا شکسته جملاتی سرهم‌بندی کرده‌اید. این کار باعث شده تا اشتباهاتی دستوری در ذهن شما رسوب کند. بعدها برای اصلاح آن‌ها باید زمانی بیشتر از تمام زمانی که برای یادگیری گرامر انگلیسی گذاشته‌اید؛ صرف کنید. این اشتباه است که می‌گویند جمله‌ی خود را بیان کنید حتی اشتباه! به این پدیده فسیل شدن (fossilization)  اشتباه در ذهن می‌گویند. بنابراین چون در این روش، گرامر انگلیسی را خیلی آهسته به شما آموزش می‌دهند، شما تعداد زیادی جمله آماده داخل کتاب و چندین و چند ضرب‌المثل و اصطلاح را که از اینجا و آنجا آموخته‌اید را حفظ می‌کنید و فکر می‌کنید که دارید زبان می‌آموزید. ولی اگر در موقعیتی واقعی قرار بگیرید احتمالاً به سختی و با جملاتی احتمالاً دارای اشتباه، منظور خود را بیان خواهید کرد. در این روش زبان‌آموز و معلم فکر می‌کنند که اگر چهارهزار جمله، اصطلاح و ضرب‌المثل آموخته شود، مشکل حل می‌شود. معلم‌هایی که تخته را پر از اصطلاح و جمله و تکه و کنایه می‌کنند را به خاطر بیاورید!

مثال این متد، فردی است که می‌خواهد کیک‌پزی یادبگیرید ولی همیشه می‌رود و کیک حاضری می‌خرد. او هیچ‌گاه کیک‌پز نخواهد شد.

آموزش گرامر انگلیسی مطابق متد پنگان سِوِن

در دو بخش قبلی، دو روش متداول را نقد کردیم. در این‌جا به تفصیل روش آموزش گرامر پنگان سِوِن را شرح می‌دهیم. توجه داشته باشید که بهترین حالت آموزش، ترکیبی از روش‌های بالا، با حذف نقاط ضعف و افزودن یک سری تجربیات و روش‌های جدید است. اگر تاکنون کلاس‌های زیادی رفته‌اید و اگر تاکنون هیچ‌گاه هیچ آموزشی را نگذرانده‌اید در هر صورت خوش آمده‌اید. این متد می‌تواند برای هر دو گروه مفید باشد.

آموزش علمی و منطقی گرامر انگلیسی یعنی چه؟

اصطلاح «زبان‌آموز بزرگسال» (adult learner) معنای به خصوصی دارد. یکی از وجوه معنایی مهم این کلمه این است که در این سن فرد دارای ذهنی رشد یافته است که به روش علمی و منطقی مطالب را، خیلی سریع‌تر و عمیق‌تر خواهد آموخت. در واقع اگر اجزاء معنایی چیزی (مثلاً گرامر انگلیسی) را به روش علمی به ما ارائه دهند، خیلی سریع آن را فراخواهیم گرفت. روش علمی یعنی ابتدا باید پایه‌ای‌ترین چیزها را آموخت. سپس برای یادگیری مطالب بعدی پیش نیاز بودن مطالب قبلی را مد نظر داشت. باید ارتباط هر بخش با بخش دیگر را دانست. اطلاعات را دسته‌بندی کرد. درست مثل ریاضی و فیزیک و بقیه علوم. مثلاً در گرامر انگلیسی ابتدا انواع کلمه را می‌آموزیم. بعد ضمایر و صفت‌ها و قیدها را یادمی‌گیرم. سپس ساختارهای فعلی را می‌آموزیم. در نهایت بخش‌های کامل‌کننده‌ی یک جمله را یاد می‌گیریم. از همان روز اول و در حین درس‌ها یادمی‌گیریم که هر چیزی در کجای جمله قرار می‌گیرد. ما وقت نداریم که اطلاعات را به صورت پراکنده دریافت کنیم که آیا بعد از چند سال بتوانیم ارتباط معنایی بین آن اطلاعات پراکنده را کشف کنیم یا نکنیم. تفاوت مهمی که بین یک زبان‌آموز کودک و یک زبان آموز بزرگسال وجود دارد همین است که ذهن زبان آموز بزرگسال «ساختارگرا» است و منطقی کار می‌کند. برای وی چیزی سریع‌تر آموخته می‌شود که به حالت ساختاری بیان شود.

همچنین زبان‌آموز بزرگسال وقت محدودی برای آموزش دارد، وی نیاز به آموزشی دارد که جنبه خودآموزی زیادی داشته باشد. در روش آموزش به بزرگسالان، بهترین حالت این است که یا فرد به صورت خودآموز مطلب را بیاموزد یا در نهایت نقش معلم ۳۰ درصد باشد.

لذا کتاب‌هایی برای ما مفید خواهد بود که ضروری‎ترین اطلاعات را به دور از جزییات من درآوردی و به دور از هرگونه پراکنده‌گویی به شکلی جامع و جمع و جور و با یک زمان‌بندی منطقی ارائه دهد.

در این روش باید فرد بزرگسال به کمک آنچه می‌آموزد سریع‌تر مستقل و خلاق شود. از سردرگمی نجات یابد. برای همین است که برای زبان‌آموزانی که در سطح مبتدی هستند، کلیپ‌های بیشتر و بیشتر یوتیوب، کانال‌های تلگرامی، صفحات اینستاگرامی و گروه‌ها و صفحات فیسبوکی و چه و چه فقط اعصاب خوردکن‌تر و سردرگم‌کننده‌تر هستند. چون حجم زیادی اطلاعات پراکنده بدون ترتیب و طبقه‌بندی آموزشی به آن‌ها ارائه می‌شود. درس اول کجاست؟ درس دوم کجاست؟ حتی کلاس‌هایی در آموزشگاه‌ها هم ممکن است همین نقش را داشته باشند.

بعضی مواقع در آموزشگاه‌ها به دلایل اقتصادی و یا عدم توانایی در تعیین سطح درست، زبان‌آموزان سطوح مختلف را در یک کلاس می‌نشانند. کلاس برای یکی کند و برای دیگری تند است.

بهترین یادگیری، خودآموزترین یادگیری است

ما در گروه آموزشی پنگان سِوِن این اعتقاد را داریم که باید فرد بزرگسال هر چه سریع‌تر ساختارهای اصلی را بیاموزد، و وارد دنیای استقلال و خلاقیت شود. یعنی از همان روز اول به او بیاموزیم که از هر نکته گرامری که می‌آموزد و همان کلمات محدودی که بلد است، چگونه جملات ابتدایی را بسازد. ولی جمله‌های درست. یک جمله پنج کلمه‌ای ولی درست، بهتر از یک پارگراف صد کلمه‌ای ولی پر از غلط است. فرد هر درسی که پیش می‌رود و گرامر تازه‌تری می‌آموزد، به همان نسبت هم جمله بهتری به انگلیسی خلق می‌کند.

لذا ما معتقدیم که ابتدا باید گرامر انگلیسی را آموخت. اما چگونه؟ اینکه چه فرقی بین روش ما و دو روش قبلی هست؟ می‌خواهیم به این دو سؤال پاسخ دهیم:

  • چقدر گرامر باید بیاموزیم؟
  • چرا باید این میزان گرامر را به زبان فارسی بیاموزیم؟

چه میزان گرامر را باید بیاموزیم؟

این سؤال خیلی مهم است؛ و جواب دادن به آن نیاز به کمی تجربه دارد. یک تجربه‌ی بد که همه ما داریم و از کمال‌گرایی افراطی بعضی معلم‌ها ناشی می‌شود این است که گرامر انگلیسی را با تمام جزییات آن و با طول و تفصیل آموزش می‌دهند؛ و اصلاً به سطح زبان‌آموز هیچ توجهی نمی‌کنند.

مطالب خیلی ریز در گرامر انگلیسی را لازم نیست در مراحل اولیه یادگیری بیاموزیم.

گرامری که در متد پنگان سِوِن می‌آموزید؛ دقیقاً همان میزان گرامری است که به شما کمک می‌کند تا یک جمله انگلیسی را با ساختار درست بیان کنید. لذا طبیعی است که ابتدا انواع کلمه را خواهی آموخت. مانند اینکه اسم چیست، صفت چیست، قید چیست، ضمایر فاعلی و مفعولی و … چه هستند. سپس ساختار فعل در انگلیسی آموزش داده می‌شود. ساختار فعل در هر جمله، مرکز ثقل جمله است. اگر شما بدانید جمله فارسی که در ذهن شماست چه فعلی دارد، و آن فعل به چه ساختاری در انگلیسی می‌رود، در اینصورت مهم‌ترین قسمت کار جمله‌سازی را انجام داده‌اید. سپس تنها اطلاعاتی که نیاز دارید مباحثی است مربوط به چیزهایی که جمله را کامل می‌کنند. آیا گرامر فقط همین است؟ خیر! بقیه مباحث گرامر را به تدریج و در لابه‌لای خواندن متون انگلیسی، شنیدن فیلم‌ها و فایل‌های صوتی می‌آموزید. یعنی وقتی ضروری‌ترین بخش گرامر به درستی به شما آموزش داده شد، سپس وارد دوره یادگیری مهارت‌های چهارگانه می‌شوید و شناکردن را از طریق شناکردن می‌آموزید. لذا ما معتقدیم ابتدا باید گرامر را آموخت، آن هم به شکل جامع و جمع و جور و به دور از پراکنده‌گویی و جزییات من درآوردی که برای خودنمایی است. آموزش گرامر نهایت باید یک ماه تا ۴۵ روزه تمام شود.

چرا باید گرامر انگلیسی را به زبان فارسی آموخت؟

اولین پاسخ این است که مگر شما انگلیسی بلد هستید که گرامر انگلیسی را به زبان انگلیسی به شما آموزش دهند؟ دومین دلیل این کار این است که باید در حین آموزش گرامر این را آموخت که هر ساختاری از فارسی چگونه به ساختاری در انگلیسی بدل می‌شود. مثال: من عادت دارم یک ساعت بعد از غذا چای بخورم. ترجمه‌ی کلمه به کلمه ما را به چنین چیزی رهنمون خواهد کرد:

I have this habit that I drink tea one hour after lunch.

هیچ‌گاه یک انگلیسی زبان این چنین جمله‌ای نخواهد گفت! بلکه باید بدانید که ساختار used to  و ترکیبات مختلف آن برای بیان عادت‌های فردی در حالت‌ها و زمان‌های مختلف استفاده می‌شود.

I am used to drink tea one hour after lunch.

لذا در طی آموزش گرامر، باید تعداد قابل توجهی جمله فارسی انتخاب شده و با توضیح کاملِ نکات لازم به زبان فارسی، جملات به انگلیسی ترجمه شوند. هر چه این روند بیشتر تکرار شود و همزمان تمرین‌هایی هم از زبان‌آموز خواسته شود. با حل این تمرین‌ها سرعت یادگیری زبان‌آموز بیشتر و بیشتر می‌شود. در واقع در این حالت، گام به گام به فرد می‌آموزیم که هر جمله فارسی معادل چه ساختاری در انگلیسی است. با گذر زمان، نقش زبان فارسی کمتر و کمتر شده و سرانجام در مرحله یادگیری مهارت‌های چهارگانه، اساساً زبان فارسی هیچ نقشی ندارد.

به طور مثال به جملات زیر توجه کنید:

  • الان سه ساله که توی این شهر زندگی می‌کنم.
  • چند وقت پاریس بودی؟
  • تا حالا رفتی آمریکا؟
  • اون هم انگلیسی بلده و هم عربی.
  • من نه وقتش رو دارم و نه پولش که بخوام چنین کاری بکنم.
  • من هیچ وقت سعی نکردم زبان برنامه نویسی یاد بگیرم.
  • من همیشه برنامه های شما رو نگاه می‌کنم.
  • من صفحه ایشون رو توی شبکه های اجتماعی دنبال می‌کنم.
  • به من گفتن که باید به شما زنگ بزنم.

اگر شما تعداد زیادی لغت بلد باشید ولی در گرامر دانش خوبی نداشته باشید؛ امکان دارد این جملات را اشتباه ترجمه کنید. بنابراین فقط کافیست در طی چیزی حدود ۴۶ درس و برای مدت زمان نهایت ۴۵ روز، دانش لازم را دریافت کنید. بعد از آن فرد باید به انگلیسی بخواند و بشنود. و سعی کند انگلیسی بنویسد و انگلیسی حرف بزند. البته منظور از خواندن و نوشتن و گفتن و شنیدن به انگلیسی بعد از این دوره ۴۵ روزه، شروع از سطح پایین است. یعنی شنیدن یک فایل یک دقیقه‌ای. نوشتن یک جمله چند کلمه‌ای. خواندن یک متن نهایت ۱۰ خطی و … تا زمانی که مرحله به مرحله، فرد در یک دوره ۸ ماهه به خواندن متن‌های دو صفحه‌ای و نوشتن متن‌های یک صفحه‌ای بپردازد. بتواند یک فیلم را بدون زیرنویس تماشا کرده و درک کند. بتواند حدود ۴ دقیقه و یا کمی بیشتر از آن، مکالمه کند. در اینصورت فرد بعد از یک دوره‌ی ۹ ماهه به سطح B2 می‌رسد و می‌تواند وارد دنیای حرفه‌ای زبان‌آموزی شود. یعنی گسترش دانش از طریق متن‌های اصلی و نه کتاب‌های آموزشی.

همانگونه که می‌بینید نه می‌شود از آموزش گرامر فرار کرد و نه می‌شود که مدت زمانی خیلی طولانی آموزش گرامر را کش داد. هر چه جزییات غیرضروری کمتر شوند و اصل مطلب گفته شود، به همان میزان فرد با ذهنی منظم‌تر مطالب را بهتر خواهد آموخت.

چگونه باید گرامر انگلیسی را آموخت؟

گرامر انگلیسی را باید کمی مانند ریاضیات آموخت. یعنی در کنار مطالعه حتماً کاغذ و قلم هم به همراه داشته باشید. مطالب مهم را یادداشت کنید. سعی کنید از چیزهایی که می‌آموزید استفاده کنید و برای خود مثال‌هایی بسازید. مثلاً صفت ملکی را آموخته‌اید حتماً مثال‌هایی مانند مثال‌های زیر را در ذهن خلق کرده و روی کاغذ بنویسید. همزمان با صدای بلند همه چیزهایی که می‌نویسید را تکرار کنید:

My bag – his car – her coat , ….

یا اگر زمان حال ساده را آموخته‌اید جملاتی ساده و سه چهار کلمه‌ای با ساختار حال ساده بسازید. حتماً این کار را بکنید. حتماً با کاغذ و قلم پیش بروید. از همان مراحل اولیه یادگیری نوشتن و بیان افکار و شرح احوال به زبان انگلیسی را مد نظر داشته باشید. حتی اگر شده سه جمله‌ی سه کلمه‌ای بنویسید. مثلاً

I am a student.

I live in Iran.

I love coffee.

حتی همین حد نوشتن اگر به طور روزمره باشد در دراز مدت اثرات خیلی زیادی دارد. سعی کنید هر روز از دانش روزهای قبل خود استفاده کنید. نوشتن متن‌ها و جملات را به مرور زیاد کنید تا بتوانید یک پاراگراف کامل بنویسید. خیلی سخت نگیرید. هر چقدر بلد هستید همان مقدار را بر روی کاغذ بیاورید.

اما روش تألیف کتاب گرامر انگلیسی متد پنگان سِوِن

در این کتاب سعی ما این است که گرامر انگلیسی را به نحوی به شما بیاموزیم که شما بدانید کدام جمله‌ی فارسی به کدام ساختار انگلیسی تبدیل می‌شود. برای همین است که خیلی جملات «ساختاری» ترجمه شده‌اند، به این معنا ترجمه دقیقاً کلمه به کلمه نیست، بلکه منظور جمله انگلیسی به یک جمله فارسی آورده است.

مانند جملات زیر:

They could have won the race, but they didn’t try hard enough.

اون‌ها می‌تونستن مسابقه رو ببرن، ولی به اندازه کافی سخت‌کوشی از خودشون نشون ندادن.

He could have got stuck in traffic.

احتمال داره تو ترافیک گیر کرده باشه.

He could have overslept.

ممکنه خواب مونده باشه.

I would have gone to the party, but I was really busy.

خیلی دلم می‌خواست برم مهمونی ولی واقعاً سرم شلوغ بود.

خرید کتاب «گرامر کامل انگلیسی به فارسی»:

9,750 تومان – خرید

 

لطفاً نظرات خود را از طریق فرم تماس با ما در میان بگذارید: تماس با پنگان سِوِن

اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از مقالات جدید پنگان سِوِن مطلع می‌شوید، می‌توانید در خبرنامه ما ثبت‌نام کنید: خبرنامه پنگان سِوِن

دانلود نسخه قابل پرینت این مقاله: Grammar_PDF

error: کپی کردن این متن جایز نیست.